حرف‌هايي هم هست كه گفته يا ناگفته ماند اشان، هيچ مددي نمي‌دهد، همان‌ به‌تر كه ناشنيده بمانند.
براي ام‌شب ِ طولاني با حافظ غزلي خواندم:<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

«زخم ِ ظريف ِ عقربه در من بود
وقتي دايره كامل شد
معماري ِ بيابان
هم‌راه با روايت ِ عقربه تكرار شد
من با خيال و عقربه مخلوط بودم
و عقربه،
بر روي ِ يك بيابان
بيابان ِ ديگري مي‌ساخت.»

يدالله رويايي

/ 4 نظر / 2 بازدید
elham

متاسفانه من در مورد آهنگ های ترکی خيلی استعداد ندارم!! ... اما اگه اسم و لينک اش رو پيدا کردم حتمن بهت می‌دم...