اندر احوالات زنی که من‌ ام:

صبح بیدار می‌شوم، می‌نشینم پای پروپوزال – چشم‌م می‌افتد به لاک‌هام؛ سفید.

رنگ کلافه‌م می‌کند، پاک می‌کنم.

باز می‌نشینم پای پروپوزال – چشم‌م می‌افتد به ناخن‌هام؛ بی‌رنگ.

دل‌م می‌گیرد، نارنجی می‌کنم.

پروپوزال – چشم‌م می‌افتد به لاک‌هام... زرد می‌کنم، قرمز، آبی، صورتی، سبز، بنفش... آخرش باز سفید.

صفحه‌ی پروپوزال همین‌طور خالی مانده – شب شده – می‌خوابم.
 

/ 21 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد

با سلام خدمت شما وبلاگ نویس محترم وب عالیی داری به منم سر بزن www.sh06.tk

محمد

با سلام خدمت شما وبلاگ نویس محترم وب عالیی داری به منم سر بزن www.sh06.tk

محمد

با سلام خدمت شما وبلاگ نویس محترم وب عالیی داری به منم سر بزن www.sh06.tk

محمد

با سلام خدمت شما وبلاگ نویس محترم وب عالیی داری به منم سر بزن www.sh06.tk

محمد

با سلام خدمت شما وبلاگ نویس محترم وب عالیی داری به منم سر بزن www.sh06.tk

محمد

با سلام خدمت شما وبلاگ نویس محترم وب عالیی داری به منم سر بزن www.sh06.tk

محمد

با سلام خدمت شما وبلاگ نویس محترم وب عالیی داری به منم سر بزن www.sh06.tk

محمد

با سلام خدمت شما وبلاگ نویس محترم وب عالیی داری به منم سر بزن www.sh06.tk

محمد

با سلام خدمت شما وبلاگ نویس محترم وب عالیی داری به منم سر بزن www.sh06.tk

...

دیددم 20 نظر ! نزدیک بود شاخ دربیارم... دیدم نه بابا ... هنوز هم من خویش ات هستم