«برو، دراگونس، برو، سگ ِ زرد روي از استخوان‌هاي كودك برگردانده. ريسمان‌اش فقط شندره‌هايي كثيف است كه شايد به آني پاره شود و آن‌ وقت... مي‌دانم كه سيرابي ندارد. به اميد ديدار دراگونس. سخت نگير. راحت باش و خاطرخواه ِ هميشه‌گي‌ات را فراموش نكن.»<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

پوست انداختن - فوئنتس

/ 2 نظر / 2 بازدید
elham

آره علی رضا جون.. پيدا ميشه... اما دراگونس در اصل به معنای زن فاحشه يا هم چين چيزی به کار می ره اما تو اين کتاب برای مخاطب قرار دادن يکی از شخصيت ها به کار رفته... يه جور نام گذاری دوستانه.. !!!!! (اين توضيح تو متن کتاب هم هست... )