ش ك س ت <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

يك راه خوب ِ ما بودن، همين است كه مي بيني:
تو مي‌آيی
من مي‌روم
من مي‌آيم
تو مي‌روی
و هميشه يك نفر هست كه اشتباه مي‌كند

بند تنبان كانت كوتاه‌ترين ديوار اين حوالي‌ست. بهانه، بهانه‌ است، كليشه‌اي و پست مدرن هم ندارد. تنها شباهت من و تو، و تو و او و آن‌ها و بقيه، همين آدم‌ بودن ِ بي اعتبار امان است.
گاهي، دوست داري باور كني كه يك نفر هست كه راست مي‌گويد، مي‌خواهي باور كني كه يك نفر هست كه...
يك روز مي‌رسد كه خواب‌اش را هم نمي بيني ديگر و همين آدم بودن كذايي‌، وادار ات مي‌كند كه پشيمان هم نباشي، و بخندي، و بخندي، و به رسم همه‌ي آدم‌ها...

ضربان بهت ِ من، صداها را محو مي‌كند و من از اين سكوت بي‌زار ام... مي‌فهمي؟

/ 3 نظر / 5 بازدید
Diba

۱) خنديدن! خنديدن به رسم آدم ها! به قصه ی «صلح ابدی»ِ کانت، مثلاً؟! خوب که نگاه می کنی يک نفر به خنديدن ها مان می خندد!! ۲) «شکست» اسم است، يا صرف فعل شکستن؟ سوم شخصِ مفرد؟؟

elham

شکست : يعنی اين که من شکسته شدم... يعنی اين که چيزی شکست... چيزی که نمی دانم بيش تر شبيه چه می تواند باشد... يعنی ...

dido

rahe ma boodane zeshtio entekhab kardi.adam boodane to age b etebare male man nist.az zan boodanam ba etebar tare.age to rast nemishnavi be khatere ine ke doos dari vaase khodet del besoozooni.kheilia rast migan.pashiman naboodan mosavie khandidan nist.gerie mikonam be halet