پست های ارسال شده در فروردین سال 1386

همه‌جا مه است، دست‌اش را از شیشه‌ بیرون می‌گیرد، دست‌اش پر ِ برف می‌شود، دست‌ام را می‌گیرد، می‌گذارد روی دنده‌ی ... ادامه مطلب
/ 9 نظر / 2 بازدید
مرا ای گنج پنهان‌ام، چرا بیگانه می‌خواهی؟8:45 می‌رسم دفتر. سر رسید را باز می‌کنم. لیست کارهام...15:10 می‌روم کارخانه. با مدیر ... ادامه مطلب
/ 7 نظر / 2 بازدید