پست های ارسال شده در بهمن سال 1385

تنهاتر از آن ام که دوست‌ات نداشته باشم.وقتی کسی خودش را یک‌دفعه از بالای برج ایفل پرت می‌کند حتمن احساسی ... ادامه مطلب
/ 6 نظر / 14 بازدید
رشک برم کاش قبا بودمیچون‌که در آغوش قبا بوده‌ایمی‌گوید: بوی سیب می‌دهی. سرم را بلند می‌کنم، زل می‌زنم توی چشم‌هاش. ... ادامه مطلب
/ 6 نظر / 15 بازدید
تو گفته بودی گل درآیو من می‌آیمگل عالم تموم شد، کی می‌آییساز می‌زند و آواز می‌خواند. بین میزها راه می‌رود، ... ادامه مطلب
/ 2 نظر / 12 بازدید
دوست دارم دخترم که به‌دنیا می‌آید بیایی به دیدن‌ام؛ توی بیمارستان. آن‌موقع که فامیل‌ها و دوست‌ها جمع شده‌اند تا دخترم ... ادامه مطلب
/ 13 نظر / 13 بازدید
یازده هزار و نه‌صد و نود و نه ماهی کوچولوِ شب‌به‌خیر گفتند و رفتند و خوابیدند.مادر بزرگ هم خواب‌ش برد٬ اما ... ادامه مطلب
/ 10 نظر / 14 بازدید
این را برای تو می‌نویسم که بی‌ندایی رفتی.خواهرت که جواب داد فهمیدم رفته‌ای. به روی خودم نیاوردم. پرسیدم از تو. ... ادامه مطلب
/ 10 نظر / 13 بازدید
‌دست‌ام را از جیب کاپشن‌ام بیرون می‌آورد. دست در دست هم می‌رویم. تلفن‌اش زنگ می‌زند. حرف می‌زند. صدا‌ی دخترانه‌ی آن ... ادامه مطلب
/ 9 نظر / 14 بازدید