پست های ارسال شده در مهر سال 1385

کنار هم نشسته‌ایم. تاریک است؛ آن‌قدر که حتا آسمان هم دیده نمی‌شود. فقط صدای موج‌هاست که یادت می‌اندازد در دو ... ادامه مطلب
/ 7 نظر / 14 بازدید
Я не могу найти свой ключهی آلفردو! آدم اصلن با ولادمیر و نیکلای و دیمیتری و واسیلی حال نمی‌کنه. شخصن ... ادامه مطلب
/ 3 نظر / 15 بازدید
خیلی بیش‌تر از یک دوستبودبودیهستشب خواب‌اش را دیدم. توی سفر بودیم. خوابیده بود روی زمین. من نشسته بودم روی یک ... ادامه مطلب
/ 7 نظر / 14 بازدید
می‌گویم: یعنی اصلن مهم نیست؟می‌گوید: اگر دوستم داشته باشی، اهمیت دارد، اما اگر دوستم نداشته باشی، نه؛ مهم نیست.می‌گویم: چرا؟می‌گوید: ... ادامه مطلب
/ 7 نظر / 13 بازدید