پست های ارسال شده در بهمن سال 1383

من يك دختر داشتم كه اسم‌اش اوينار بود، يعني هست.يك دختر ديگر هم داشتم كه اسم‌اش شيدا بود، يعني هست.قرار ... ادامه مطلب
/ 6 نظر / 14 بازدید
هی تو!اگر مرا می‌خواهی،بايد مطمئن‌ام کنی که می‌مانیمی‌مانی، تا ابدمی‌مانی.اگر فقط برای لحظه‌ای حس کنمکه قرار است رفيق نيمه راه‌امباشی،مطمئن ... ادامه مطلب
/ 8 نظر / 15 بازدید
خواب‌هاي‌ات، خواب‌هاي‌ات را دوست دارم. <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /> عزيزترين ِ مهربان‌ام، سلام! همه را به نام مي‌خوانم، ... ادامه مطلب
/ 1 نظر / 15 بازدید
در حال ِ حاضر هرگونه بحث فلسفي ممنوع<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /> اين‌قدر هم به پر و خالي ... ادامه مطلب
/ 9 نظر / 14 بازدید
El Cristo Rey!Viva! Viva El Cristo Rey! <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /> گناه كردم، لذت بردم، رنج كشيدم، بخشيده ... ادامه مطلب
/ 4 نظر / 14 بازدید
اگر استاوروگين باور كند، باور نمي‌كند كه باور كرده. اگر باور نكند، باور نمي‌كند كه باور نكرده.<?xml:namespace prefix = o ... ادامه مطلب
/ 4 نظر / 17 بازدید
تمام پرسه‌های‌ام را در خيابان جا می‌گذارم، تمام ماجراهای‌ام را، تمام برگه‌های جريمه‌ام را... پياده روها هميشه شاهد بزرگی‌ی ِ تنهايی‌ی ... ادامه مطلب
/ 10 نظر / 17 بازدید
ما در ارتباط با مرگ ِ خود امان چيزي براي گفتن نخواهيم داشت.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /> (اينس ... ادامه مطلب
/ 3 نظر / 14 بازدید
بعضي خبرها از مرگ هم نابه‌هنگام‌تر اند... <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /> «در زنده‌گي زخم‌هايي هست كه... فقط ... ادامه مطلب
/ 1 نظر / 16 بازدید
شب تا صبح، ساکسيفون به دست، می‌نشينی پای پنجره‌ام. از ترس هم‌سايه ها جرأت نمی‌کنی صدای آن زهر مار را ... ادامه مطلب
/ 4 نظر / 16 بازدید
  ام‌شب با تمام مردان‌‌ام مي‌رقصم. با تمام مردان‌ام كه زماني، به درستي يا به اشتباه عاشق‌ام شدند.ام‌شب، دل‌ ... ادامه مطلب
/ 8 نظر / 17 بازدید
لا ريب َ فيهِ ساس‌های فسقلی‌ی کثافت بورژوا! مغز خر خورده ايد و نمی‌فهميد افتخار هم‌صحبتي با چه کسي را داريد: ... ادامه مطلب
/ 6 نظر / 15 بازدید
  عزيزترين ِ مهربان‌ام، سلام!<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /> دروغ چرا، حال ما بد است، باور كن. حال ِ ... ادامه مطلب
/ 7 نظر / 16 بازدید
آن‌گاه در بلندي‌ها، تكرار بوده‌ها و مانده‌ها، نقش‌هاي بي‌هوده، بادهاي آواره.آن‌گاه نزديك‌تر، دست‌هاي پينه بسته، سايه‌هاي فراموش شده، قصه‌هاي ناتمام.مرگ ... ادامه مطلب
/ 1 نظر / 15 بازدید
 به آمارانتا گفت: «مي‌بيني چه‌قدر ساده است؟ مي‌گويد: دارد به خاطر عشق من مي‌ميرد، انگار من قولنج مزمن‌ام.» وقتي فرمانده‌ي ... ادامه مطلب
/ 14 نظر / 16 بازدید
نوشته بود: <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /> براي كسي كه كاش مرد به‌دنيا مي‌آمدولي پست چون مرد نبود... اين ... ادامه مطلب
/ 7 نظر / 15 بازدید
سه روز گذشتو زمستان شد.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /> هي! گنجشك كوچك من...خواب ديدم كه چشم‌ها‌ي‌ام را هنوز ... ادامه مطلب
/ 7 نظر / 15 بازدید
براي آغاز ِ حماسه <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /> تنها چرم پاره‌يي كم بود! پس، چلنگر ِ بي‌باك شهر زير ... ادامه مطلب
/ 3 نظر / 14 بازدید