مکان: کارخانه – آلاچیق

زمان: ظهر گرم و ملس امروز – ساعت 1:33

نهار خورده‌ام؛ نه خیلی زیاد، نه خیلی کم! یک ماگ بزرگ قهوه – دقیق‌تر بگویم: ماگ نیم‌لیتری قهوه – را می گذارم جلوم – هورت اول نصف‌ش را می‌خورم (می‌نوشم؟ یا چی؟). بعد جزوه‌ام را می‌گذارم جلوم. خط سوم یک رابطه هست در مایه‌های جواب یک معادله‌ی دیفرانسیلی درجه اول (منظور این‌که خیلی خیلی خیلی ساده). نگاه‌ش می‌کنم. تصویر بعدی... من، صدای فواره‌ی باغچه، سرم روی جزوه است، چشم‌هام را به زور باز می‌کنم، یادم نمی‌آید کجا هستم و چه کار می‌کنم و چه کار می کردم...

ساعت 3:15

همچین آدمی هستم من در آستانه‌ی امتحان
 

/ 0 نظر / 18 بازدید