خر زهره نام يک گل است
و من نام ديگر تو هستم.
به قول تو آدم برای من زياد است
اما من از آدم‌ها می‌ترسم... چندش‌ام می‌شود.
بر می‌گردم، کتاب‌ها را ورق می‌زنم.
نمی‌خواهم فکر کنم،
چشم‌ها را می‌بندم.
سيگاری می‌گيرانم و می‌پيچم توی کوچه‌ی بعدی.

/ 6 نظر / 2 بازدید
vahidoo

به آرامش ابدی بیاندیش

aftabparast

من اما از آدمها نميترسم! مخصوصاْ زير بارون!

reza

ومن به جايی رسيده ام که انسان را تحمل می کنم....عشق چه دور است . دره هاش چه نزديک....

هیچ کس

سيگار مي گيرانی ؟ به فکر افتادم واسه ولنتاين بهت يه چوب سيکار بلند سياه بدم با دو تا خط نقره ای باريک اون آخرش . چطوره ؟