امشب به بر من از تو آن مایه ی ناز...

یادت هست؟ گفته بودی این جزو معدود آوازهای ایرانی ست که از وصل عاشق و معشوق می‌گوید و من دراز کشیده بوده کنارت و سرم را گذاشته بودم روی بازوت. گفتی که به وصال رسیده‌اند و از خدا می‌خواهند که صبح نشود و من به عقربه‌های ساعت بالای سرم نگاه کرده بودم. گفتی آرزو می‌کنند که کلید صبح در چاه بیفتد و من جمع شده بودم توی بغل‌ت و...
 

/ 1 نظر / 29 بازدید
محسن

فک کنم می‌گه «امشب به بر من است آن مایه‌ی ناز» اون ضمه که بعد از «است» می‌گه برای جور شدن وزنشه