من يك دختر داشتم كه اسم‌اش اوينار بود، يعني هست.
يك دختر ديگر هم داشتم كه اسم‌اش شيدا بود، يعني هست.
قرار است يك دختر ديگر هم داشته باشم كه اسم‌اش را ترنج بگذارم، يعني گذاشته‌ام.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

ترنج ِ من...  

/ 6 نظر / 2 بازدید
.

ماریا به مرد می نگرد. باد درختان پشت سرش را تکان می دهد.

yaraghan

من چندتا ني نی بی هويت و بی اسم دارم ولی دلم يه عسل هم ميخواد

jh

با شیطان هم همخوابه شو تا دختری به اسم خودت بزایی. بدون درد. از تو حتماً برمیاید

Diba

با شیطان همخوابه می شوم! با خدای خوبی ها هرگز!! اين يکی از من بر نمی آيد!

adel

ترنج ؟ احتمالا نوه ات سيب زمينی می شه !

شیطان

اي دلم برا شيداجون تنگ شده:*!