من که نمی‌دانم این‌جا از که می‌نویسم یا برای که می‌نویسم. شاید هم می‌خوانی و من نمی‌دانم. زندگی‌م را قشنگ کرده‌ام – یک روزهایی می‌روم خرید – بیشتر سبزیجات  – این هم از تنبلی‌ست یا شاید از این که روغن دوست ندارم – بوی هر جور روغنی عذاب‌م می‌دهد – روغن تخم آفتابگردان – تخم انگور – حتا زیتون – زیتون را خام خام می‌خورم با پنیر.

آهان – خرید می‌کنم – می‌آورم می‌چینم کنار سینک – تماشای شان می‌کنم – من رنگ‌ها را دوست دارم – می‌دانستی؟

پوست می‌گیرم – قاچ می‌کنم – خرد می‌کنم – روی‌شان هزار و یک جور ادویه و معطرانه می‌پاشم – جمع‌شان می‌کنم تو کاسه‌های سفالی رنگی و می‌آورم کنار دست‌م – روی میز آشپزخانه – روی میز اتاق کارم – روی میز ارایش‌م ... همه جا را پر می کنم از رنگ‌ها و عطر‌ها ...

کار می‌کنم – فیلم می‌بینم – کتاب می‌خوانم – و لا به لای همه‌ی این‌ها سبزیجات خوب و مهربان‌م را می‌خورم – بدون روغن ...

  
نویسنده : الهام ; ساعت ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ روز ٢٥ بهمن ۱۳٩٢
تگ ها :