شب تا صبح، ساکسيفون به دست، می‌نشينی پای پنجره‌ام. از ترس هم‌سايه ها جرأت نمی‌کنی صدای آن زهر مار را در بياوری. آن‌وقت انتظار داری در اين مملکت خراب شده که سگ به سگ محل نمی‌دهد عاشق‌ات شوم...

  
نویسنده : الهام ; ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱٩ بهمن ۱۳۸۳
تگ ها :