خر زهره نام يک گل است
و من نام ديگر تو هستم.
به قول تو آدم برای من زياد است
اما من از آدم‌ها می‌ترسم... چندش‌ام می‌شود.
بر می‌گردم، کتاب‌ها را ورق می‌زنم.
نمی‌خواهم فکر کنم،
چشم‌ها را می‌بندم.
سيگاری می‌گيرانم و می‌پيچم توی کوچه‌ی بعدی.

  
نویسنده : الهام ; ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۸ بهمن ۱۳۸۳
تگ ها :