Never better

هق هق گريه اي كه مدت‌هاست گلوي‌ام را مي‌فشارد، گوش‌هاي ‌ام را آزار مي‌دهد...

زمستان هم سر به سر ِ كلاغ ِ كوچك من مي‌گذارد؛ دي‌شب منقار اش يخ زد.

آدام گئدر، آد گالار، ياخچي پيسدن آغيزدا بير داد گالار

خيره‌تر از اين هم نگاه‌ام كني اگر...

سكوتي به پهناي باند SHF

i voilate you
by being near your body
i am so impure

حالا ديگر دل‌ام سنگ نيست... پر شده از سنگ ريزه

«نگاه کن!
برهنه نگاه‌ام کن!
چشمان‌ات را برهنه می‌خواهم!»

You’d better be REdiscovered before I lose the order, OK?

  
نویسنده : الهام ; ساعت ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ روز ٢۱ دی ۱۳۸۳
تگ ها :