اتاق‌م روشن است، پر نور و سفید. پنجره باز است. اینجا،‌ در دایره‌یی به شعاع بی‌نهایت هیچ چیز نیست جز صدای پرنده‌هایی که نمی‌شناسم. گهگاه هم سگی می‌آید و می‌رود. رو به رو تپه‌ها سبز هستند. یک موسیقیِ خوبی توی گوش‌م می‌خواند.

هیچ کاری نمی‌کنم. 
 

  
نویسنده : الهام ; ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ روز ٢٦ تیر ۱۳٩٢
تگ ها :


 


پشمک مرد.
 

  
نویسنده : الهام ; ساعت ٥:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱٧ تیر ۱۳٩٢
تگ ها :